روش معامله‌گری csONE

یکی از چالش‌های اصلی معامله‌گران، صرف زمان زیاد برای شناسایی موقعیت‌های مناسب معاملاتی است. این مسئله در بلندمدت می‌تواند منجر به تحلیل رفتن انرژی و در نهایت، ترک این حرفه شود. مهم‌ترین مزیت روش csONE ، **کاهش قابل توجه انرژی مورد نیاز** در کنار احتمال موفقیت بالا است.

شروع این روش با بررسی تریگر قدرتمند (سوپر تریگر) که توسط اسکریپت مربوطه گزارش می‌شود، آغاز می‌گردد. این شروع قوی و تاثیرگذار، **اعتماد به نفس کاربران** را افزایش داده و به آنها اطمینان می‌دهد که روش csONE  از پایه‌ای مستحکم و قابل اعتماد برخوردار است.

روش csONE از انعطاف‌پذیری بالایی برخوردار است و با توجه به **سطوح دانش متفاوت** کاربران، از سطح مبتدی تا حرفه‌ای قابل تنظیم و پیاده‌سازی می‌باشد. این انعطاف‌پذیری به نحوه استفاده از **ابعاد چهارگانه تحلیل تکنیکال** بستگی دارد. علاوه بر این، تنوع و انعطاف‌پذیری در اجزای درونی روش، مانند انتخاب الگوها یا ابزارها، نیز به وضوح مشاهده می‌شود.

فرقی نمی‌کند که شما یک **معامله‌گر کوتاه‌مدت** باشید که در این صورت توصیه می‌شود در ساعات اولیه بازار لندن و به‌ویژه نیویورک، پای چارت حاضر باشید، یا یک **معامله‌گر بلندمدت** که بسته به تایم‌فریم مورد استفاده، روزی یک یا چند بار نیاز به بررسی چارت دارید؛ csONE برای هر دو گروه برنامه‌هایی کارآمد و متناسب دارد. این روش به گونه‌ای طراحی شده است که نیازهای متنوع معامله‌گران با سبک‌های مختلف را پوشش می‌دهد.


 آشنایی با روش معامله‌گری csONE
روش معامله گری  csONE(یک راه حل دقیق)  برگرفته از سال‌ها تحقیق و توسعه در آموزشگاه فنی و حرفه‌ای بورسیران است. این روشِ مبتنی بر ابعاد بازار، از دقیق‌ترین تریگر بازار یعنی سوپر تریگر در کنار سایر ابعاد بازار بهره می‌برد. می‌توانCSone  را یک سبک پیشرفته ازپرایس اکشن برشمرد.

در این روش، مراحل تحلیل بازار به ترتیب زیر انجام می‌شود:

1. **تریگر**  
2. **الگو**  
3. **ابزار**  
4. **جایگاه**  

بر خلاف روش‌های معمول که تحلیل با یافتن الگوها آغاز می‌شود، در اینجا کار با شناسایی قوی‌ترین تریگر بازار، یعنی **سوپر تریگر**، شروع می‌گردد. اگر به دنبال معاملات کوتاه‌مدت هستید، می‌توانید از تایم‌فریم‌های M15 یا H1 استفاده کنید. در حالی که اگر به معاملات بلندمدت علاقه دارید، تایم‌فریم‌های H4 یا D1 گزینه‌های مناسبی هستند. 

معامله‌گران کوتاه‌مدت معمولاً سوپر تریگرهای بازارهای لندن و به‌ویژه نیویورک را بررسی می‌کنند. از سوی دیگر، معامله‌گران بلندمدت، بسته به تایم‌فریم انتخابی‌شان، هر ۴ ساعت یک‌بار یا روزی یک‌بار به چارت مراجعه می‌کنند.

پس از شناسایی موقعیت‌های احتمالی با استفاده از اسکریپت **Super Trigger**، نوبت به بررسی سایر ابعاد بازار می‌رسد. به عبارت دیگر، سوپر تریگرها زمانی ارزشمند خواهند بود که در کنار سایر فاکتورها تحلیل و ارزیابی شوند.

درصد موفقیت این روش به عمق دانش و تحلیل ما بستگی دارد. در ساده‌ترین حالت، می‌توان این روش را به صورت دو بُعدی اجرا کرد؛ یعنی تنها سوپر تریگرهایی را می‌پذیریم که بر روی نواحی قیمتی قرار گرفته‌اند. در این حالت، از دو بُعد **تریگر** (سوپر تریگر) و **ابزار** (نواحی قیمتی که در دسته‌ی ابزارهای خطی قرار می‌گیرند) استفاده شده است.

اگر عمق دانش و تحلیل ما بیشتر باشد، می‌توان بُعد **الگو** را نیز به این روش اضافه کرد. الگوها به سه دسته‌ی کلاسیک، هارمونیک و الیوتی تقسیم می‌شوند. در این حالت، از سه بُعد **تریگر**، **الگو** و **ابزار** (ابزارها شامل سه نوع خطی، فیبوناچی و واگرایی هستند) استفاده می‌شود که قطعاً احتمال موفقیت تحلیل را افزایش می‌دهد.  

در بهترین حالت، این روش به صورت چهار بُعدی اجرا می‌شود. یعنی علاوه بر ابعاد **تریگر** (سوپر تریگر)، **الگو** (کلاسیک، هارمونیک و الیوتی) و **ابزار** (خطی، فیبوناچی و واگرایی)، بُعد **جایگاه** نیز بررسی می‌شود. در این بُعد، جایگاه الگو در ساختار روند با استفاده از اصول الیوت تحلیل می‌گردد. این رویکرد جامع‌تر، دقت و احتمال موفقیت تحلیل را به‌طور چشمگیری افزایش می‌دهد.


از مزایای این روش می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:  

1. مدیریت انرژی: اجرای این روش به انرژی کمی نیاز دارد. مهم‌ترین بخش این متد با کمک اسکریپت **سوپر تریگر** انجام می‌شود، که باعث کاهش تلاش و زمان مورد نیاز برای تحلیل می‌گردد.  

2. روشی برای همه: اجرای این روش در سطوح مختلف دانشی امکان‌پذیر است. به عبارت دیگر، **csONE** در سه سطح **مبتدی**، **میانی** و **حرفه‌ای** ارائه می‌شود، که آن را برای معامله‌گران با تجربه‌های متفاوت قابل استفاده می‌کند.  

3. R/R مناسب: در این روش، عمق **استاپ‌لاس** تنها به اندازه‌ی یک کندل (ارتفاع کندل سوپر تریگر) است، در حالی که **ریوارد** احتمالی می‌تواند در برخی موارد بسیار بزرگ باشد. این نسبت مناسب ریسک به بازده، جذابیت این روش را افزایش می‌دهد.


برای اجرای این روش به ابزارهای زیر نیاز داریم:  

1. اسکریپت Super Trigger: این اسکریپت برای شناسایی **سوپر کندل‌ها** استفاده می‌شود و نقش کلیدی در یافتن موقعیت‌های مناسب معاملاتی دارد.  

2. اسکریپت csONE Money Management: این ابزار برای اجرای **مدیریت سرمایه** و انجام معاملات مورد استفاده قرار می‌گیرد.  

3. اکسپرت Stop&Tp: این اکسپرت برای **مدیریت معاملات باز** شده استفاده می‌شود و به معامله‌گر کمک می‌کند تا مدیریت حد ضرر (Stop Loss) و حد سود (Take Profit) را به‌صورت دقیق و خودکار تنظیم کند.  


این ابزارها در کنار هم، اجرای روش معاملاتی را ساده‌تر و کارآمدتر می‌سازند. می‌توان **csONE** را به‌عنوان اوج روش‌های معامله‌گری در نظر گرفت، چرا که ترکیبی از دقت، سادگی و انعطاف‌پذیری را ارائه می‌دهد.


ابعاد بازار در تحلیل تکنیکال:

سوپر تریگرهای روش csONE زمانی به بهترین شکل عمل می‌کنند که در کنار سایر ابعاد بازار مورد استفاده قرار گیرند. بنابراین، درصد موفقیت این روش تا حد زیادی به شناخت و آشنایی با دیگر ابعاد بازار وابسته است. برای درک عمیق‌تر این مفاهیم، توصیه می‌شود کتاب "ابعاد بازار در تحلیل تکنیکال" نوشته **کریم عزتی فر** مطالعه گردد. این کتاب به شما کمک می‌کند تا با ابعاد مختلف بازار آشنا شده و بتوانید از سوپر تریگرها به‌صورت مؤثرتری استفاده کنید.

تحلیل تکنیکال دارای چهار بُعد اصلی است که آشنایی با آنها برای معامله‌گران امری ضروری به شمار می‌رود. یکی از مهم‌ترین چالش‌هایی که فعالان بازار با آن مواجه هستند، **عدم شناخت کافی با ابعاد بازار** است. این ابعاد عبارتند از:

 

تریگر:

تریگر تأیید‌کننده‌ی کل تحلیل یا سایر ابعاد آن است. معمولاً معامله‌گران در آخرین مرحله از فرآیند تحلیل، منتظر صدور تریگر از سوی بازار می‌مانند که به منزله‌ی تأیید تحلیل آن‌ها است. به طور کلی، ابتدا به شناسایی الگو پرداخته، سپس جایگاه الگو را در ساختار روند بررسی می‌کنند. پس از آن، به کمک ابزار، از الگو حمایت کرده و در نهایت، منتظر صدور تریگر می‌مانند که نشان‌دهنده‌ی تأیید تحلیل توسط بازار است.

ایراد این فرآیند معمول، صرف زمان زیاد برای کشف الگوها است. گاهی اوقات، تحلیلگران وسواس‌گونه بیشترین زمان خود را صرف بررسی نمودارها می‌کنند، که در درازمدت منجر به فرسودگی ذهنی و در نهایت، ترک این حرفه توسط آن‌ها می‌شود.

در csONE، مسیر بررسی تغییر کرده است. به جای صرف زمان زیاد برای یافتن الگو، کار پس از صدور تریگر مناسب آغاز می‌شود و سپس سایر ابعاد بازار تحلیل می‌گردد. تریگر مورد استفاده در csONE، **کندل سوپر تریگر** است. به این معنا که پس از گزارش اسکریپت یابنده و شناسایی سوپر تریگرهای بازار، به سراغ نمادهای معرفی‌شده رفته و سایر ابعاد تحلیل را روی آنها بررسی می‌کنیم.  

به عنوان مثال، معامله‌گری که در تایم‌فریم ۴ ساعته فعالیت می‌کند، روزانه ۴ گزارش دریافت می‌کند (در یک شبانه‌روز، ۶ کندل ۴ ساعته وجود دارد، اما احتمالاً در زمان تشکیل ۲ کندل، در حال استراحت هستیم). این گزارش‌ها شامل سوپر تریگرهای شناسایی‌شده بر روی ۲۸ جفت ارز توسط اسکریپت مربوطه است. پس از مشخص شدن سوپر تریگر در برخی نمادها، معامله‌گر برای بررسی بیشتر به سراغ آنها می‌رود.

با این رویکرد، به جای صرف زمان طولانی و خسته کننده پای چارت‌ها، تنها روزی ۴ مرتبه و هر بار حدود چند دقیقه به کامپیوتر مراجعه کرده و از موقعیت‌های احتمالی مطلع می‌شویم. در نتیجه، با صرف انرژی بسیار کمتر، قادر به کنترل و بررسی ۲۸ نماد در بازار فارکس خواهیم بود.

کاربران تایم‌فریم روزانه، تنها **یک بار در ۲۴ ساعت** و کاربران تایم‌فریم ساعتی، **هر ساعت یک بار** به‌منظور بررسی بازار و یافتن سوپر تریگرها، به کامپیوتر مراجعه می‌کنند.


سوپر تریگر چیست؟

سوپر تریگر یک کندل ویژه و نوع خاصی از کندل دانای اول یا پین بار محسوب می‌شود. کندل دانای اول در میان الگوهای کندلی، از احتمال موفقیت بالایی برخوردار است و در حالت سوپر تریگر، این احتمال موفقیت دوچندان می‌شود. در بررسی سوپر تریگر، عواملی مانند سرعت بازگشت، میانگین اندازه کندل‌ها، الگوهای شکل گرفته در تایم پایین تر و ... مورد بررسی قرار می‌گیرند.


در روش csONE، تنها تریگر مورد استفاده، سوپر تریگر است. برای شناسایی سوپر تریگرهای بازار، از اسکریپت **Super Trigger** که توسط شرکت **TradeAssistants.ir** توسعه یافته است، استفاده می‌کنیم. بسته به تایم فریم مورد نظر، روزانه یک یا چند بار گزارش سوپر تریگرهای بازار را از طریق این اسکریپت دریافت می‌نماییم. 

پس از دریافت سوپر تریگرها، نوبت به بررسی و انتخاب از میان آنها می‌رسد. به طور معمول، سوپر تریگری انتخاب و معامله می‌شود که توسط سایر ابعاد بازار تأیید و پشتیبانی شود. بر این اساس، روش **csONE** در سه سطح طبقه‌بندی می‌گردد:

1. **سطح مبتدی**: در این سطح، پس از دریافت سوپر تریگرهای بازار، تنها آن‌هایی تأیید می‌شوند که توسط ابزارهای خطی، فیبوناچی یا واگرایی حمایت شده ‌باشند.

2. **سطح میانی**: در این سطح، سوپر تریگرهایی مورد توجه قرار می‌گیرند که در ارتدکس یک الگو قرار گرفته ‌باشند و همچنین توسط ابزارهای خطی، فیبوناچی یا واگرایی حمایت شده ‌باشند.

3. **سطح حرفه‌ای**: در این سطح، سوپر تریگرهایی معامله می‌شوند که علاوه بر قرار گرفتن در ارتدکس یک الگو و حمایت توسط ابزارهای تحلیل تکنیکال، جایگاه مناسبی در ساختار روند بازار نیز داشته ‌باشند.

به خاطر داشته باشید که معمولا سوپر تریگرهایی معتبرتر هستند که رنگ بدنه‌ی آنها هم‌جهت با تحلیل بازار باشد.


الگو (Pattern)

 الگو شکلی هندسی است که نشان‌دهنده‌ی جو روانی حاکم بر بازار می‌باشد. هدف اصلی تحلیل تکنیکال، شناسایی این جو روانی است و الگوها ابزاری برای نمایش آن هستند. الگوها به سه دسته‌ی کلاسیک، هارمونیک و الیوتی تقسیم‌بندی می‌شوند. به عنوان مثال، الگوی ولفی یا دیاگونال پایانی نزولی، کاهش تدریجی نیروهای صعودی و تقویت نیروهای نزولی را نشان می‌دهد. به عبارت دیگر، این الگو جو روانی بازار را که شامل تضعیف تدریجی نیروهای صعودی و تقویت نیروهای نزولی است را به تصویر می‌کشد.


الگوهای نموداری در سه گروه کلاسیک، هامونیک و الیوتی طبقه بندی می گردد. نمودار درختی زیر آنها را نشان می‌دهد.

هر یک از انواع الگوهای نموداری با روش خود، جو روانی حاکم بر بازار را نشان می‌دهند.  

روش csONE با انواع الگوهای نموداری قابل اجرا است. انتخاب الگوی مناسب به **شناخت و تسلط ما** بر این الگوها بستگی دارد. توصیه می‌شود در ابتدا از الگوهایی استفاده کنید که تشخیص و یافتن آنها برای شما ساده‌تر است تا بتوانید به‌تدریج و با افزایش تجربه، به سراغ الگوهای پیچیده‌تر بروید.


الگوهای کلاسیک:

مهم‌ترین رکن در الگوهای کلاسیک، **شکل** است. به عبارت دیگر، تحلیلگران کلاسیک به دنبال شناسایی شکل الگوها در نمودارها (چارت‌ها) هستند و اشکال از پیش تعریف‌شده را جستجو می‌کنند. به عنوان مثال، الگوهایی مانند سروشانه، کنج، مثلث و ... دارای اشکال مشخصی هستند و کاربران کلاسیک با جستجوی این اشکال در نمودارها، سعی در کشف جو روانی حاکم بر بازار دارند.


الگوهای هارمونیک:

مهم‌ترین عامل در الگوهای هارمونیک، **هارمونی و تناسب** است. به عبارت دیگر، از دیدگاه تحلیلگران هارمونیک، نَه شکل الگو، بلکه **نسبت اضلاع به یکدیگر**، رکن اصلی محسوب می‌شود. به عنوان مثال، الگوهای هارمونیک مانند گارتلی، بت، کرب و باترفلای، از نظر شکل ظاهری مشابه هستند، اما تفاوت اصلی آن‌ها در نسبت‌های موجود بین اضلاع الگو است. 

الگوهای هارمونیک گزینه‌ی بسیار مناسبی برای csONE محسوب می‌شوند، چرا که تریگر این الگوها از نوع لمسی است و به خوبی با سوپر تریگر تطابق دارد.


الگوهای الیوتی:

در مجموع، 5 الگوی اصلی الیوتی وجود دارد که شامل سه الگوی کارکتیو و دو الگوی ایمپالسیو است. الگوهای کارکتیو عبارت‌اند از: زیگزاگ، پهنه و مثلث، در حالی که الگوهای ایمپالسیو شامل ایمپالس و دیاگونال هستند. از دیدگاه تحلیلگران الیوتی، مهم‌ترین عامل در شناسایی و تحلیل این الگوها، **جزئیات امواج** است. به عنوان مثال، ساختار ساده‌ترین حالت زیگزاگ به صورت 5-3-5 و ساختار پهنه به شکل 3-3-5 است. به دلیل توجه ویژه‌ی تحلیلگران الیوتی به جزئیات امواج، به آن‌ها **تحلیل‌گران جزء‌گرا** نیز گفته می‌شود.

روش معامله‌گری csONE با انواع الگوهای نموداری تطابق دارد. انتخاب نوع الگو به **شناخت** و **تجربه** ما از آن‌ها بستگی دارد. استفاده از الگوها در این روش، احتمال موفقیت معاملات را به طور چشمگیری افزایش** می‌دهد.


ابزار (Tool)

نقش ابزارها در تحلیل تکنیکال، **نقش حمایتی** است. در بهترین حالت، این ابزارها از الگوها حمایت می‌کنند. گاهی نیز افراد از آن‌ها برای حمایت از تریگرها استفاده می‌برند. ابزارهای تحلیل تکنیکال به طور کلی به سه دسته تقسیم می‌شوند: **ابزارهای خطی**، **ابزارهای فیبوناچی** و **ابزارهای واگرایی**. وظیفه‌ی اصلی همه‌ی این ابزارها، به‌صورت مشترک، **حمایتی** است.


جایگاه (Place):

شاید شما هم تجربه عملکرد ناموفق الگوهای کلاسیک، هارمونیک و غیره را داشته‌اید. به گونه‌ای که برخی معتقدند تحلیل تکنیکال پر از خطاست. بررسی موقعیت مکانی الگوها، کلید موفقیت آن‌هاست.

بُعد جایگاه به محل شکل‌گیری الگو در ساختار روند توجه می‌کند. با درک صحیح جایگاه الگو، دید واضح‌تری نسبت به ادامه روند بازار خواهیم داشت. به عنوان مثال، اصلاح‌های بازار معمولاً در موج‌های ۲، ۴ یا B شکل می‌گیرند. بسته به جایگاه این اصلاح‌ها، می‌توان انتظار داشت که موج‌های ۳، ۵ یا C تشکیل شوند. این موضوع در تعیین اهداف قیمتی بسیار تأثیرگذار است. برای درک صحیح جایگاه الگوها، آشنایی با اصول موج‌های الیوت ضروری است.

در سطح حرفه‌ای csONE، علاوه بر بررسی الگوها و ابزارهای تحلیل، به جایگاه الگوها نیز توجه ویژه‌ای می‌شود. تمامی الگوهای نموداری، اعم از کلاسیک، هارمونیک و الیوتی، اگر در جایگاه مناسب خود قرار گیرند، عملکرد بهینه‌تری خواهند داشت. در کتاب **"ابعاد بازار در تحلیل تکنیکال"**، نوشته کریم عزتی فر، جایگاه ویژه هر یک از الگوها به‌طور کامل در جدولی همراه با توضیحات مربوط به هر الگو ارائه شده است.


 سطح مبتدی csONE

در سطح مبتدی، روش معامله‌گری csONE از دو بُعد **تریگر** (سوپر تریگر) و **ابزار** (شامل خطوط، فیبوناچی و واگرایی) استفاده می‌کند. به عبارت دیگر، تنها سوپر تریگرهایی مورد معامله قرار می‌گیرند که توسط ابزارها، حمایت شوند. این رویکرد به معامله‌گران کمک می‌کند تا با اطمینان بیشتری وارد معاملات شوند.

در این سطح، csONE در محدوده‌ی روش‌های معامله‌گری TT  قرار می‌گیرد.


سطح میانی csONE

در سطح میانی، روش معامله‌گری **csONE** از سه بُعد اصلی استفاده می‌کند:  

1. **تریگر** (سوپر تریگر)  

2. **الگو** (شامل الگوهای کلاسیک، هارمونیک و الیوتی)  

3. **ابزار** (شامل خطوط، فیبوناچی و واگرایی)

به عبارت دیگر، سوپر تریگرهایی مورد معامله قرار می‌گیرند که در ارتدکس یکی از الگوها قرار گرفته و توسط یک یا چند ابزار تحلیل تکنیکال حمایت شوند. این رویکرد جامع به معامله‌گران کمک می‌کند تا با افزایش دقت و اعتبار تحلیل‌های خود، احتمال موفقیت معاملات را به‌طور چشمگیری بهبود بخشند.

در این سطح، csONE در محدوده‌ی روش‌های معامله‌گری PTT  قرار می‌گیرد.


سطح حرفه‌ای csONE

در سطح حرفه‌ای، روش معامله‌گری **csONE** از چهار بُعد اصلی استفاده می‌کند:  

1. **تریگر** (سوپر تریگر)  

2. **الگو** (شامل الگوهای کلاسیک، هارمونیک و الیوتی)

3. **ابزار** (شامل خطوط، فیبوناچی و واگرایی)

4. **جایگاه** (جایگاه الگو در ساختار روند بررسی می‌گردد)

در این سطح، سوپر تریگرهایی مورد معامله قرار می‌گیرند که در ارتدکس یکی از الگوها (کلاسیک، هارمونیک یا الیوتی) قرار گرفته، توسط یک یا چند ابزار تحلیل تکنیکال (مانند خطوط، فیبوناچی یا واگرایی) حمایت شده و جایگاه مناسبی در ساختار روند بازار دارند. این **رویکرد تحلیلی چهاربعدی**، با افزایش دقت و اعتبار تحلیل‌ها، احتمال موفقیت معاملات را به حداکثر می‌رساند و ما را در اوج توانمندی‌های معامله‌گری قرار می‌دهد.

در این سطح، csONE در محدوده‌ی روش‌های معامله‌گری PPTT  قرار می‌گیرد.